انتخابات ومحیط زیست

1

با نزدیک شدن به تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر وروستا وقطعی شدن نامزدهای حاضر در صحنه ،بازار جلسات  سخنرانی ودیدارها و ارائه نظرات ونقد ها وپیشنهادات که عمدتا روی  مشکلات وکاستیهای جاری وروز  ومحسوس جامعه تمرکز دارند گرم تر می شود. البته طبیعی است که هر یک از نامزدها ویا گروههای سیاسی شعاری را به فراخور حال انتخاب می کنند ودر لوای آن سیاستها وبرنامه های خودرا اعلام می کنند،روالی که در تمام انتخابات وهمه جای دنیا مرسوم است.

بدیهی است که اولویتهای مورد نظر نامزدها وگروهها بر اساس نیازهای روز جامعه ومتناسب با جهت گیریهای عمدتا سیاسی آنان شکل می گیرد وصدالبته موضوع جلب توجه رای دهندگان وجذب آرائ آنان قطعیت انکار ناپذیری محسوب می شود. اما از زاویه نگاه دیگری می توان فضای انتخابات را به مثابه فرصت بروز  مطالبات متن جامعه و به ویژه نخبگان در زمینه های مختلف دانست که در نهایت در بوته انتخاب قرار داده می شوند.البته منطقی است که مسائل به ظاهر مهمتر مانند رویکردهای سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،بین الملل،وموضوعاتی مانند تورم واشتغال ومسکن و... سهم بیشتر ونمود پررنگ تری داشته باشند،هم از جانب رای دهندگان وهم از طرف نامزدها.

شاید در این گیر ودار پرداختن به موضوع محیط زیست چندان منطقی به نظر نرسد چنانکه بررسی دوره های پیشین انتخابات نیز نشان می دهد این موضوع به ندرت مورد بحث وتاکید در رقابتهای انتخاباتی بوده است.اما از زاویه نگاه پیش گفته یعنی استفاده نخبگان از فرصت فضای انتخابات برای طرح مطالبات در حوزه های کمتر مورد توجه قرارگرفته مانند محیط زیست ،پرداختن به این موضوع نه تنها توجیه پذیر که حتی می تواند ضروری تلقی شود.

اگر ارائه نظرات،سیاستهاوبرنامه ها در حوزه محیط زیست از طرف نخبگان مورد مطالبه قرارگیرفته واز طرف نامزدها نیزاجابت شود کمترین نتیجه آن اشاعه گفتمان  دررابطه با مسایل وموضوعات محیط زیست در سطح گسترده ای از جامعه وتبدیل آنها به یک مطالبه عمومی خواهد بودوالبته نتایج مهمتری بعد از برگزاری انتخابات واجرای برنامه های اعلام شده در پی خواهد داشت.چراکه فرض بر این است که این برنامه ها وسیاستهای اعلام شده به عنوان شعارهای انتخاباتی پس از انتخاب هر نامزدی مورد رصد قرار گرفته و در ترازوی سنجش و قضاوت مخاطبان وجامعه گذاشته خواهدشد.

از این رو شاید مهمترین مسئولیت حرفه ای رسانه های فعال در حوزه محیط زیست، تشکلهای مردم نهاد ،فعالان ونخبگان این حوزه ،پیگیری ارائه برنامه های شفاف نامزدها در زمینه محیط زیست باشد .مسئولیتی که با ارائه پرسشهای اساسی وبا پشتوانه علمی  ،به دور از پیش داوریها می تواند نامزدها را به اظهار نظرهای روشن وادارد ،مسائلی مانند:

-جایگاه وساختار شورایعالی محیط زیست

-توسعه منطقه ای بر مبنای آمایش سرزمین

-توسعه کمی وکیفی مناطق تحت حفاظت

-فعالیتهای توسعه ای در پارکهای ملی و زیست بومهای حساس

-التزام به مفاد محیط زیستی  قانون برنامه پنجم

و...

 

 

2

فعالان محیط زیست در سطح جامعه را شاید بتوان در سه گروه (البته غیر از افرادی که به صرف موقعیت حرفه ای وشغلی فعال هستند) جای داد:

گروه اول سازمانهای مردم نهاد فعال در حوزه محیط زیست نماد فعالیت های اجتماعی غیر انتفاعی و مسئولانه هستند و براساس تجربیات اثبات شده جزئ انفکاک ناپذیر برنامه ها ی  حفاظت از محیط زیست محسوب می شوند. البته طبیعی است که این سازمانها با توجه به نوع کار وماهیت وجودی دایره تاثیر  کمی به ویژه در کشور ما دارا هستند.

در سوی دیگر نخبگان و پیشکسوتان وچهره های علمی واجرایی در حوزه محیط زیست قرار دارند که گاه وبیگاه سعی می کنند با استفاده از رسانه های عمومی صدای خود را به گوش جامعه برسانند که بدون شک اثرگذاری بسیار گذرا  ومحدود به مصادیق خواهد داشت.

در این میان نباید از گروه سوم یعنی رسانه های  فعال در حوزه محیط زیست غافل بود که منظم تر و ساختارمند تر به فعالیت اطلاع رسانی وفرهنگ سازی در حوزه محیط زیست می پردازند والبته حوزه تاثیر آنها نیز به مراتب گسترده تر از دو گروه پیش گفته است.

هدف این نوشته چنانچه دربخش اول آمد بررسی امکان استفاده از فضای انتخابات برای پیشبرد اهداف محیط زیستی  واشاعه گفتمان وفرهنگ سازی و در نهایت سوق دادن بخشی از توجه رای دهندگان و نامزدها به سوی مسائل محیط زیست است. در بخش اول گفته شد که یک راه در رسیدن به این هدف، طرح مطالبات  وسوالات پیش روی جامعه در حوزه محیط زیست از زبان رسانه ها ونخبگان وتشکلها  در فضای انتخاباتی و ارائه پاسخ از سوی نامزدها به این سوالات است. اما درگام مهمتر می توان این هدف را با انتخاب ومعرفی نامزد ویا نامزدهایی که همسویی بیشتری با موضوع محیط زیست دارند پیگیری کرد.البته لازمه این کار هم صدایی تمام ویا بخش عمده ای از گروههای سه گانه فوق برای اثر گذاری مطلوب است. اما سازو کار رسیدن به این هم صدایی چیست؟ آیا عملا امکان رسیدن به توافقی در این سطح میان گروههایی که احتمالا کمترین اشتراک فکری وسیاسی و ساختاری باهم دارند وجود دارد؟ آیامی توان در میان این فعالان چهره ویا چهره هایی را یافت که قدرت گردهم آوری  ، مدیریت وساماندهی این گروهها  راداشته باشند؟ آیا چهره های کاریزماتیک در حوزه محیطزیست در این سطح از اثرگذاری وجود دارند ویا به میدان عمل می آیند؟ آیا اصولا فضای سیاسی حاکم بر جامعه در موسم انتخابات چنین حرکتی را برمی تابد وآن را صرفا به عنوان یک فعالیت  درراستای اهداف محیط زیستی تلقی می کند؟ و.... که پاسخ دادن به این سوالات  شاید بدون مجال آزمون وخطا امکان پذیر نباشد. 

 

 

 

 

 

    

/ 0 نظر / 25 بازدید