به بهانه یک شعر

شیخ محمود شبستری از عرفا و شعرای نامی قرن هفتم و هشتم هجری است که در سال ۶۸۷ه. در شبستر واقع در غرب تبریز متولد شد. شبستری پس از کسب دانش در تبریز به مسافرت در شهرهای مختلف پرداخته و در سفر به مصر، شام، حجاز از علما و مشایخ این سرزمین ها کسب دانش کرده است. گفته می شوداو در عنفوان جوانی به قله های علم وکمال دست یافت ،چنانچه مرگ او را بین 26 تا 30 سالگی تخمین می زنند.

گفته می شود  سید حسین هروی که از عارفان بزرگ خراسان بود زمانی که شهرت شیخ محمود به گوشش رسید نامه ای تاریخی که حاوی ۱۵ سوال کشف اسرار و رمز های عرفانی بود برای شیخ بصورت شعر نوشت.

فرستادگان سید هروی این نامه را در تبریز به مجلس حضرت شیخ شبستری می آورند. در آن مجلس ، بزرگ مریدان از شیخ می خواهد که جواب سوالات را بدهد که هم جوابیه نامه باشد هم درسی برای مریدان.شیخ وقتی سوالات را می خواند از یکی از مریدانش می خواهد که جواب ها را از دست نوشته ها و آموزه هایی که شیخ قبلا داده بودند بنویسد و می گوید که همگی این جواب ها را قبلا در نوشته ها و تعلیمات ارائه داده ام.اما فرستادگان می گویند شیخ هروی همانطور که نامه را به زبان شعر نوشته از شما جواب را به زبان شعر و بصورت منظومه می خواهد. شیخ محمود با اینکه شاعر نبود ه قبول می کند که جوابیه را به شعر بگوید .شیخ در همان مجلس شروع به نوشتن جواب می کند در عرض ساعاتی با گفتن ۱۰۰۰ بیت جواب مفصلی به آن ۱۵ بیت می دهد و فرستادگان را با دست پُر به خراسان بر می گرداندواین چنین "گلشن راز " خلق می شود.

آنچه بهانه ای برای نگارش این چند خط وبردن نامی از این عارف نامی شد  مصرعی است که در زیر عنوان وبلاگ از او به کار برده ام.  به نظر می رسد که شبستری اعتقاد راسخی به حفظ تعادل در اخلاقیات و امور دنیوی ومعنوی داشت ودر جای جای معروفترین کتابش یعنی گلشن راز این مسئله قابل مشاهده است. در کتاب "مروری بر آثار نظم ونثر فارسی در جستجوی دانش سنتی تنوع زیستی" به قلم جواد یوسفیان این دوبیت مصداق  بیان نظم اکولوژیک از زبان شاعر عنوان شده است :

جهان چون خط وخال و چشم وابروست                  که هر چیزی به جای خویش نیکوست

اگر یک ذره را برگیری از جای                             خلل یابد همه عالم سراپای

 

/ 0 نظر / 23 بازدید